قصه ما از ۱۴سال پیش شروع شد. به انتهای مقطع لیسانس رسیده بودیم و باید کاری می‌کردیم، اگر کاری نمی‌کردیم باید اپلای می‌کردیم. شروع کردیم به پروژه گرفتن تا با پول این پروژه‌ها روی ایده‌های خودمان کار کنیم. بعد از یکسال دوتا از شرکا گفتند که قصد اپلای دارند. اینجا بود که باید تصمیم جسورانه‌ای بگیرم، کار را ادامه بدهم یا خیر؟ 

پویا منصوری مدیرعامل داتیس

پویا منصوری سال ۸۴ وارد دانشگاه شریف شد. از همان ابتدا منصوری به فکر کسب‌وکار شخصی و پیشرفت بود. سال ۸۶ با چهار نفر از دوستانش تصمیم گرفتند که کسب‌وکاری را شروع کنند. بعد از مدتی دفتری را اجاره کرده و پروژه‌های مختلفی را قبول می‌کردند. یکی از پروژه‌هایی که قبول کرده بودند،‌ پروژه تابلو فرمان آسانسور بود. بعد از مدتی کارفرما محصول را قبول نمی‌کند و برای همین منظور منصوری و تیمش تصمیم می‌گیرند که خودشان تابلوها را بفروش برسانند. بعد از مدتی که راه‌وچاه این حوزه را یاد گرفته بودند تصمیم گرفتند که فقط روی همین حوزه کار کرده و پروژه دیگری را قبول نکنند. سال ۸۷ کارگاهی اجاره‌ می‌کنند که تولیدات را خودشان انجام دهند. اما از آن‌جایی که چهاردانگه از دانشگاه دور بود وآن‌ها باید مدام در مسیر باشند ضرر بزرگی دیدند. سال ۸۸ توانستند اولین محصول خودشان را بفروشند. سال ۹۰ که به نمایشگاه رفته بودند تقاضای محصولاتشان افزایش پیدا کرده بود. سال ۹۳-۹۴ داتیس با وجود تنوع محصولات زیاد پیشرفتی نمی‌کرد. پویا منصوری به فکر فروش شرکت خودش افتاد، همین‌جا بود که منصوری تصمیم بزرگ و جسورانه‌ای گرفت. تصمیم پویا منصوری این بود که تمرکزشان را روی ساخت یک نوع تابلو متمرکز شوند. 

پویا منصوری مدیرعامل مهبانگ در هشتمین رویداد چامه