اشکان رهگذر در رویداد چهارم چامه

آخرین داستان بر بام انیمیشن جهان

آخرین داستان بر بام انیمیشن جهان

زمانی که فیلم‌ها و انیمیشن‌های فانتزی هالیوودی را تماشا‌ می‌کنیم فارغ از لذت تماشا، ناراحت می‌شویم که چرا از داستان‌های غنی ‌ایرانی فیلمی ساخته نمی‌شود. اشکان رهگذر این مهم را به انجام رسانده. او توانست یکی از داستان‌های شاهنامه را در قالب انیمیشن به‌نمایش درآورد. رهگذر، آخرین داستان را با اقتباس از قصه ضحاک در شاهنامه فردوسی ساخت. آخرین داستان، انیمیشنی در سبک اکشن‌، درام، فانتزی و تاریخی است. انیمیشن آخرین داستان اولین انیمیشن ایرانی است که توانسته در مهم‌ترین جشنواره انیمیشن جهان یعنی جشنواره انسی به نمایش درآمده. آخرین داستان، برنده جوایزی در جشنواره‌های بین‌المللی شده است. در چهارمین رویداد چامه، اشکان رهگذر، مدیر استودیو هورخش از چالش‌های انیمیشن آخرین داستان گفت.

آخرین داستان در جشنواره انسی
من، اشکان رهگذر، قرار است تجربه ساخت اولین انیمیشن سینمایی خودم را در اختیار شما قرار دهم. همینطور اگر ایده‌ای در مورد انیمیشن کوتاه و سینمایی دارید، توضیح می‌دهم که چطور در جشنواره‌ها شرکت کنید.
سال ۲۰۱۲ هیچ ایده‌ای برای تامین سرمایه‌ و حمایت فیلم خودمان نداشتیم. به هر موسسه، ارگان و هر مجموعه‌ای که متولی سینما و انیمیشن بود رفته بودیم. تمام منابع ما برای ساخت آخرین داستان تمام شده بود و نمی‌دانستیم که چه باید بکنیم. با کریستوف رضایی، آهنگ‌ساز فیلم آخرین داستان، جلسه‌ای داشتیم. در آن جلسه گفت که چرا انیمیشن را به جشنواره انسی(Festival Annecy‎) ارسال نمی‌کنید. در بخشی از این جشنواره آثاری که در حال تولید هستند؛ دیده می‌شوند. در این جشنواره 6 انیمیشن در حال تولید انتخاب شده و تهیه‌کننده‌ها فیلم خود را به بازار انیمیشن در سطح جهانی معرفی می‌کنند. به کریستوف رضایی گفتم، چه کسی ما را انتخاب می‌کند! انیمیشن‌های سطح بالاتری از ژاپن، آمریکا،‌فرانسه و… ارسال می‌شود؛ آخرین داستان دیده نمی‌شود. آقای رضایی گفتند، تو چاره دیگری نداری پس همین کار را انجام بده!
عزم خود را جزم کردم. قسمت‌هایی از انیمیشن را به صورت تریلر درآورده و به جشنواره ارسال کردم. پرونده‌ای حدودا ۵۰ صفحه‌ای به زبان انگلیسی و فرانسوی نیز آماده و ارسال کرده بودیم. ارسال همین پرونده برای ما تجربه‌ای جدید و متفاوت بود. تمام ابعاد پروژه را روشن کردیم. چرا این انیمیشن را می‌سازیم؟ چه هدفی را دنبال می‌کنیم؟ چرا فکر می‌کنیم این فیلم جذاب است؟ چرا فکر می‌کنیم انیمیشن برای بازار خارجی جذاب است؟ اساسا چه حرفی را می‌زنیم؟ مخاطب ما چه کسی است؟ جواب دادن به تمامی این سوالات برای ما ۳ ماه زمان برد.
خیلی برای ما جالب بود. زمانی که می‌خواستیم روی این تریلر صداگذاری کنیم؛ خانم مینو غزنوی، دوبلور توانمند کشور را برای صداگذاری این انیمیشن دعوت کردم. ما پول بسیار محدودی داشتیم و اصلا نمی‌دانستیم که چه مبلغی را به خانم غزنوی پرداخت کنیم. بعد از کار با استرس گفتم که چه مبلغی را باید پرداخت کنم. خانم غزنوی گفتند: “من برای این کار مبلغی نمی‌گیرم چون احساس می‌کنم که این کار باید انجام شده و به موفقیت برسد”. توسط یکی از دوستان فرانسوی‌ام نیز انیمیشن رایگان به زبان فرانسوی دوبله شد. تمام این موراد شانس‌هایی بود که به ما کمک کرد تا مدارک بسیار خوبی را برای جشنواره انسی ارسال کنیم.
جشنواره همانجا تمام نشد!
فیلم را برای جشنواره انسی فرستادیم. در اوج ناباوری بین شش پروژه دیگر از کشورهای مختلف، پذیرفته شدیم. فرصت ۲۰ دقیقه‌ای به ما داده شد که راجع به فیلم، پتانسیل‌هایش، بودجه و امکانات لازم برای قرار گرفتن در بهترین‌های دنیا صحبت کنیم. جذابیت موفقیت در این رویداد، این بود که همانجا تمام نشد. ما در جشنواره انسی سال ۲۰۱۳ شرکت کرده بودیم. بعد از این رویداد مرتبا پیگیری می‌شدیم و شرایط ما را پایش می‌کردند. یکی از نکات جذاب این بود که مربی به ما معرفی کردند. او تهیه کننده چند فیلم بود که کاندید اسکار شده بودند. ایشان به ما یاد می‌داد که چطور صحبت کنیم، چه چیزی بگوییم، چگونه محتوای ارائه را آماده کنیم. ارتباطی که داشتیم بعد از جشنواره نیز ادامه پیدا کرد و ما هنوز دوستان خوبی برای هم هستیم.
سال ۲۰۱۶ به جشنواره کن (Cannes Film Festival) دعوت شدیم. در این جشنواره بین ۴ پروژه برتر جهان از کشورهای لهستان، آلمان و فرانسه کارمان را ارائه دادیم. بعد از رویداد، جشنواره مهمانی ترتیب داد و از حرفه‌ای‌ها، تهیه‌کنندگان و خریداران دعوت کرد. در کنار هر کدام از تیم‌هایی که در این مهمانی حاضر بودیم، دو همراه از جشنواره انسی بودند. این دو همراه به ما برای مذاکره کمک می‌کردند. بعد از این رویدادها بود که انیمیشن سینمایی آخرین داستان در جهان بیشتر شناخته شد. همچنین درخواست‌های خوبی از تهیه‌کننده های مختلفی داشتیم. آخرین داستان اولین انیمیشنی بود که در جشنواره انسی پخش و منتخب جشنواره شد.
تجربه جشنواره انسی از این جهت حائز اهمیت است که با نگاهی به این جشنواره می‌فهمیم که تمام درها بسته نیست. اگر شما بخواهید انیمیشن کوتاه، سریال یا سینمایی بسازید با یک پرونده خوب می‌توانید در این جشنواره شرکت کنید. هر سال اواخر ماه فوریه، فرصت برای ارسال پرونده وجود دارد. در آن زمان ما پرونده را به صورت فیزیکی ارسال کردیم اما الان همه چیز آنلاین شده است.
چند نکته‌ای که باید در ارسال پرونده رعایت شود: تا حد امکان پرونده‌ از لحاظ طراحی خلاصه و شکیل باشد. ترجمه ساده باشد. از مترجمی که زبان انیمیشن را می‌شناسد کمک بگیرید. توضیحاتی از تمام ابعاد پروژه اعم از موسیقی، صدا و … داشته باشد. سوالاتی مثل اینکه چه آینده‌ای برای پروژه دیده می‌شود. چرا فکر می‌کنید این انیمیشن جذاب است. بخشی از کار نشان داده شود. این مورد اصلا اجباری نیست اما تاثیر خوبی روی نظر هیئت انتخابی دارد. مورد جدیدی به این رویداد اضافه شده به نام Mifa pichtes که دو بخش دارد. بخش اول مربوط به کشورهایی است که به تازگی انیمیشن در آن‌ها شکل گرفته است. انیمیشن در کشور ما فعالیت زیادی داشته اما ما در این لیست قرار داریم. بخش دوم نیز برای کشورهایی است که انیمیشن را به صورت صنعتی کار می‌کنند. رویکرد مسئولان جشنواره به انیمیشن‌های بخش اول این است که سازندگان انیمیشن علاوه بر اینکه نگاه جهانی دارند، نگاه ملی نیز داشته باشند. انیمیشن نباید صرفا قصد دیده شدن در خارج از کشور خودش را داشته باشد. مثلا انیمیشن ایرانی، علاوه بر جذابیت‌هایی برای مخاطبان جهانی باید نگاه ایرانی نیز داشته باشد.
اشکان رهگذر در رویداد چهارم چامه از چالش های مسیر خود گفت
چرا تاکید به جشنواره انسی دارم؟
چون این جشنواره بزرگترین و مهمترین انیمیشن دنیا است. بازارهای دیگری مانند کَن نیز وجود دارد. اما انسی از این جهت مهم است که تمامی سطوح، از دانشجویی تا حرفه‌ای در این جشنواره هستند. تمامی این افراد در شهر کوچکی جمع می‌شوند و دسترسی و تعامل با این آدم‌ها بسیار راحت است.
قبل از رفتن به بازار حتما قرارهایی را در نظر داشته باشید. اگر بدون قرار به بازار بروید،‌ دیده نخواهید شد.
پیگیری، نکته‌ی مهم پس از جشنواره است. در جشنواره با افراد زیادی تعامل پیدا می‌کنید. ممکن است افراد شما را از خاطر برده باشند. کارت پستالی درست کنید که طراحی مناسبی از کار باشد. اطلاعات خود و کارتان را روی این کارت پستال بنویسید. این کارت را با فردی که در آینده قرار مذاکره دارید، به اشتراک بگذارید. بین ۷-۱۰ روز بعد از جشنواره ایمیل پیگیری را ارسال کنید.
امیدوارم که به این خودباوری برسید؛ که می‌توانید در جشنواره‌های بین‌المللی بدرخشید.

همینجا بحث دیزنی را کنار میگذارم. انیمیشن و شخصیت پردازی مثل چاه نفت است. یعنی اگر ما شخصیت محبوبی را خلق کنیم 100 سال بعد نیز می‌تواند درآمد داشته باشد. انیمیشن این قابلیت را دارد که تبدیل به جریان پردرآمد شود. نه صرفا با ساخت انیمیشن و سریال، بلکه با هزاران هزار محصولات جانبی که به وجود می‌آید. 

چامه؛ محلی‌ برای شنیدن داستان‌ موفقیت استارتاپ‌های ایرانی
بابک نکویی مدیر استودیو گنبد کبود در چهارمین رویداد چامه

راه موفقیت انیمشین ایران

شخصیت پردازی، راه بقا و موفقیت انیمیشن در ایران

ادعای بزرگی نیست اگر بگوییم که کودکی ما را انیمیشن‌ها ساخته اند. شخصیت‌هایی که تبدیل به قهرمان کودکی ما شده بودند و گاها دوست خیالی ما. انیمیشن‌هایی مثل فوتبالیست‌ها داستان مشترک تمامی پسران است. یا دختران با انیمیشن‌های والت دیزنی بزرگ شده‌اند. شاید بتوان گفت که آرزوی دختران رفتن به دیزنی لند است. دخترانی که از کودکی با شخصیت‌های این انیمیشن‌ها خو گرفته‌اند.

شاید یکی از آرزوهای کودکی ما این بود که انیمیشنی را به سلیقه خودمان بسازیم یا اینکه شخصیت مورد علاقه خودمان به واقعیت بیاید. کمتر کسی از ما صنعت پشت پرده این جریان زیبا را شناخته است.

چهارمین رویداد چامه میزبان بابک نکویی مدیر استودیو گنبد کبود و طراح، انیماتور و کارگردان بود. بابک نکویی از سرگذشت و تاریخچه انیمیشن در دنیا گفت. صنعتی که سرگرمی بیشتر مردم را فراهم کرده است. بابک نکویی برنده جوایز بسیاری از جشنواره‌های داخلی و خارجی شده است.

تاریخچه انیمیشن

بابک نکویی هستم و امروز در مورد خدمات انیمیشن در صنعت صحبت می‌کنم. همینطور در مورد محصولاتی که در ارتباط با انیمیشن ساخته می‌شود. 

قبل از پرداختن به این موضوع کمی از تاریخچه‌ی انیمیشن می‌گویم. تاریخچه‌ای که باعث شروع خدمات انیمیشنی می‌شود. والت دیزنی در سال 1920 استودیو خودش را با امکاناتی حداقلی و معمولی راه‌اندازی کرد. آن موقع صنعت انیمیشن هنوز بال و پر نگرفته بود و خیلی وسیع نشده بود. برای همین بیشتر فعالیت دیزنی، محدود به ساخت سریال انیمیشنی می‌شد. آن زمان هنوز تلوزیون اختراع نشده بود، به همین خاطر انیمیشن‌ها در ابتدای فیلم‌های سینمایی پخش می‌شدند. سیستم به این صورت بود که بین پرده‌های فیلم یا بین دو فیلم انیمیشن پخش می‌شد. 

فلیکس گربه توسط فلیشر ساخته شده و جزو انیمیشن‌های محبوب آن زمان بود. دیزنی خیلی دوست داشت انیمیشن‌هایی بسازد که بین فیلم‌های سینما پخش شود و فردی را پیدا کرد که انیمیشن‌های والت دیزنی را بین فیلم‌های سینمایی پخش کند. انیمیشن اسوالد خرگوش را ساخت که خیلی شبیه بود به میکی موسی که الان می‌شناسیم. مدتی نگذشت که با پخش‌کننده انیمیشن بر سر حق امتیاز اسوالد خرگوش به مشکل خورد. اینجا بود که ماجرای خلق شخصیت میکی موس به وجود آمد. 

بابک نکویی مدیر استودیو گنبد کبود در چهارمین رویداد چامه تاریخچه انیمیشن را گفت و مثالی از اسوالد خرگوش زد
میکی موس؛ آغاز کمپانی

والت دیزنی زمانی که مذاکره‌ای برای افزایش حق پخش اسوالد داشت با مخالفت پخش‌کننده مواجه شد. پخش کننده درخواست کاهش قیمت همراه با بالا بردن سرعت را داشت. از طرف دیگر والت دیزنی به شدت کیفیت‌گرا بود. در نهایت با مشاجره و دعوا این ماجرا خاتمه یافت. در راه برگشت به استودیو، داستان موشی که در اتاقش بود را به یاد آورد. (والت دیزنی زمانی که به تنهایی زندگی می‌کرد در اتاقش موشی بود که تنهایی دیزنی را از بین برده بود) در نهایت دیزنی شخصیت مورتیمر موس را به وجود آورد. همسر والت دیزنی گفت که اسم مورتیمر برای این شخصیت خوب نیست و نام میچی را روی این شخصیت گذاشت. در نهایت میکی موس سال 1328 خلق شد. 

والت دیزنی با خلاقیت بالایش به این نتیجه رسید که شخصیتش می‌تواند حرف بزند. مزیت رقابتی میکی موس نسبت به تمامی شخصیت‌های دیگر همین حرف زدنش بوده است. پدیده دیگر این انیمیشن حرکت کردن شخصیت روی موزیک بود، پدیده ای که اکنون نیز استفاده می‌شود و نامش میکسینگ است. قبل از اینکه آن خاطره تلخ رو دوباره دیزنی تکرار کند، به این نتیجه رسید که داشتن مجوز و تمام حقوق مولف شخصیت؛ مهمترین دستاورد خالق اثر است. 

سال 1937 دیزنی جزو پیشتازهایی بود که سینما را رنگی کرد. باز هم یک جهش تکنیکی جدید ایجاد کرد اما مورد مهم برای والت دیزنی لایسنس موش بود. تا زمانی که والت زنده بود یعنی تا حدود سال 1966 خود به جای موش صحبت کرد. با ویلی در قایق بخار در سال 1928 یک پدیده در سینماها نمایش داده شد. نام این پدیده میکی موس بود که مورد استقبال بسیار خوبی نیز قرار گرفت. این پدیده از همان ابتدا یعنی سال 1928 والت دیزنی را به سمت سرمایه‌گذاری بر محصولات جانبی این موش سوق داد. افراد علاقه‌مند به این شخصیت، دوست دارند عکس این موش بر روی لباس، کیف و … قرار بگیرد.

تا زمان حیات والت دیزنی؛ محور تمامی فعالیت‌های این کمپانی، میکی موس بود. فرم میکی‌موس نیز فرم ساده‌ای بود که تبدیل به نشان تجاری استودیو والت دیزنی شد. 

خلق دیزنی لند

حالا دلیل توضیح دادن من از این تاریخچه چیست؟ می‌خواستم منبع درآمد اصلی کمپانی والت دیزنی را بگویم که از فروش محصولات جانبی بود. ایده‌های ابتدایی و پیش پا افتاده نیز به ذهن افراد کمپانی والت دیزنی می‌رسید. به طور مثال این افراد به قطار عروسکی علاقه داشتند. وارت کیمبال که یکی از انیماتورهای معروف والت دیزنی بود زمانی قطارهای ماکت درست می‌کرد. قطار بزرگی درست کردند که دور استودیود حرکت می‌کرد و افراد می‌توانستند روی واگن‌های این قطار نشسته و بچرخند. والت دیزنی تصمیم گرفت که این قطار را به پارک روبروی استودیو منتقل کند که مردم نیز استفاده کنند. 

زمان پیاده‌سازی این طرح، ایده دیگری به ذهنشان رسید که غرفه‌هایی برای خرید ایجاد کنند. وقت پیاده‌سازی این ایده گفتند که چرا در پارک کوچک فعالیت داشته باشیم. زمینی بزرگی را بخریم که در آنجا دنیا والت دیزنی را بسازیم و غرفه‌ها تبدیل به شهرک شوند. شروع به ایده‌پردازی کردند و در نهایت دیزنی لند خلق شد با المان‌هایی که در انیمیشن‌های دیزنی بود. دیزنی لند تبدیل به پردرآمدترین بخش‌ کمپانی شد. روزی که والت دیزنی در سال 1966 فوت کرد، مشغول walt disney world (جهان والت دیزنی) بود. زمین‌های زیادی را  برای به وجود آوردن این جهان خریده بود. از زمان خلق میکی موس 92 سال گذشته است. حتی در حال حاضر نیز شخصیت میکی موس در سطح مد پرفروش بود. چه محصولی را باید طراحی کنیم که بعد از گذشت یک قرن نو باشد و به روی محصولات جانبی ما نقش بندد. 

همینجا بحث دیزنی را کنار میگذارم. انیمیشن و شخصیت پردازی مثل چاه نفت است. یعنی اگر ما شخصیت محبوبی را خلق کنیم 100 سال بعد نیز می‌تواند درآمد داشته باشد. انیمیشن این قابلیت را دارد که تبدیل به جریان پردرآمد شود. نه صرفا با ساخت انیمیشن و سریال، بلکه با هزاران هزار محصولات جانبی که به وجود می‌آید. 

بابک نکویی مدیر استودیو گنبد کبود در چهارمین رویداد چامه تنها راه موفقیت انیمیشن در ایران را گفت
انیمیشن در ایران

من می‌خواهم نقدی به وضعیت تولید انیمیشن در ایران داشته باشم. 

چرا انیمیشن در ایران پیشرفت نمی‌کند؟ 

اصلا بحث پیشرفت کردن در انیمیشن ایران چیست؟ و در کجا شکل می‌گیرد؟ 

چه اتفاقاتی می افتد که ما بگوییم انیمیشن صنعتی، پیشرفت کرده است یا خیر؟

صنعت انیمیشن در ایران ساختار دولتی دارد و سفارش‌دهنده دولت است. به همین دلیل هیچوقت پیشرفت قابل توجهی نخواهد داشت برای اینکه تبدیل به کسب وکاری شبیه به والت دیزنی با این گستردگی شود. 

یک تولیدکننده دولتی از تهیه‌کننده‌ درخواست انیمیشنی با کمترین هزینه ممکن می‌کند. اصلا اگر این مورد را نخواهد، یک تهیه کننده سود اصلی خود را از کجا به دست خواهد آورد. تهیه کننده سود اصلی را از ساخت انیمیشن به دست می‌آورد و هیچ کاری با محصولات جانبی نخواهد داشت. اگر تهیه کننده سریع‌تر انیمیشن را بسازد زودتر به پول خواهد رسید. در ضمن اگر تهیه کننده پول کمتری را خرج کند باز هم سود بیشتری به دست خواهد آورد. این به صورت قانون درآمده که تهیه کننده سریع‌تر و ارزان انیمیشنی را بسازد. سریع و ارزان ساختن باعث انیمیشن بی کیفیتی  خواهد شد.

نکته دوم، چه رقیبی وجود دارد که باعث بالا بردن کیفیت شود؟ تهیه کننده با ساخت یک انیمیشن سریالی با کدام سریال یا بازار رقابت میکند؟ 

تمام فعالیت‌های یک تهیه‌کننده، رضایت سفارش دهنده است. سفارش دهنده نیز معمولا انیمیشنی را سفارش می‌دهد که صرفا به مدیری نشان دهد که برای فلان موضوع کاری انجام شده است. پس بحث بازار و رقابت وجود ندارد. وقتی محصول بی کیفیت است پس بازاری نیز وجود ندارد که انیمیشن در آن بازار محک بخورد. نتیجه کار تولید شخصیت‌هایی می‌شود که ماندگار نیستند.

چند سال است که انیمیشن داریم؟ 70 سال. کدام شخصیت انیمیشنی ایران برای شما ماندگار شده است؟ خیلی کم. 70سال است که انیمیشن داریم اما دو تا شخصیت نداریم که نام ببریم. نام نمی‌بریم اما بعضی از شخصیت‌های ما نیز به بی کیفیتی معروف هستند. بعضا می‌گویند که شخصیت داریم؛ کلاه قرمزی. خب کلاه قرمزی که شخصیت انیمیشنی نیست، شخصیت عروسکی هستند.

راهکار انیمیشن ایران

به هر حال هیچ راهی نیست در این ماجرا. اگر می‌خواهیم که وارد انیمیشن صنعتی شویم و کیفیت انیمیشن صنعتی را بالا ببریم باید راه درستی را طی کنیم. باید وارد بازار انیمیشن جهانی شویم. یعنی هر چیزی که می‌سازیم باید به فکر این باشیم که این محصول را بیرون از ایران نیز به فروش برسانیم. بچه های دنیا انیمیشن های ایران را ببینند. 

اگر این کار را نکنیم انیمیشن ایران همیشه در این کیفیت می‌ماند. چرا از والت دیزنی مثال میزنم؟ چون والت دیزنی این راه را رفته دیگر نیازی نیست که ما به دنبال پیدا کردن راه باشیم.

بنابراین راه بقا و راه موفقیت در انیمیشن ایران رسیدن به شخصیت پردازی خوب و با کیفیت است و پخش در سطح جهانی. 

چامه؛ محلی‌ برای شنیدن داستان‌ موفقیت استارتاپ‌های ایرانی
حامد جعفری مدیر گروه هنر پویا در چهارمین رویداد چامه

موفقیتی به وسعت فیلشاه

موفقیتی به وسعت فیلشاه

هنر پویا، فعالیت خود را در سال 92 و با محوریت تولید انیمیشن آغاز کرد. اولین انیمیشن این گروه، شاهزاده روم بود که موفقیت‌های خوبی را در اکران عمومی و همینطور جشنواره فجر کسب کرد. انیمیشن دومی که توسط این گروه تولید شد، فیلشاه بود که این انیمیشن نیز با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. هنر پویا تاکنون بیش از ۱۵۰۰ دقیقه انیمیشن ۲ بعدی و ۳ بعدی از جمله فیلم سینمایی، سریال و فیلم کوتاه تولید کرده‌ است.

این یادداشت، ماجرای الگوی موفقیت مجموعه هنر پویا از زبان حامد جعفری است. الگویی که توانست مجموعه‌های مختلفی را به سمت ورود به این حوزه تشویق کند.

دعوایی که به تشکیل مجموعه منجر شد

تشکیل مجموعه هنر پویا، از یک دعوا شروع شد. سال ۸۸، ۸۹ بود که ما به همراه یک موسسه تولید انیمیشن، مشغول ساخت یک سریال انیمه برای تلویزیون بودیم.

در ساخت سریال با یکدیگر توافقاتی داشتیم و سر این توافقات در فرایند تولید به چالش خوردیم. پس از آن تصمیم گرفتیم بار دیگر تلاش کنیم تا بتوانیم مجددا با یکدیگر کار کرده و نحوه همکاری‌مان را تغییر دهیم. البته همیشه این اتفاقات هم در موسسات فرهنگی و هم اقتصادی در کشور وجود دارد که سبب می‌شود دو شرکت از یک شرکت به وجود بیایند. ما قصد داشتیم این الگو را تغییر دهیم. در واقع می‌خواستیم اولین جوینت ونچر (سرمایه‌گذاری مشترک) را در حوزه فرهنگ تجربه کنیم. به همین دلیل بعد از ساخت سریال دره زنجفیل، دوباره تلاش کردیم تا این الگوی موفقیت را تکرار کنیم. 

اتفاقی که در مجموعه افتاد این بود که بعد از مدت‌ها بحث با افراد مختلف به چهارچوبی رسیدیم و بنا شد مدل کسب‌وکارمان را هم تغییر دهیم. تا پیش از آن معمولا کارهایی که تولید می‌کردیم برای سفارش دهنده‌ها بود. یعنی ایده و طرحی را آماده می‌کردیم و دست به تولید آن می‌زدیم. هزینه‌‌ی آن نیز توسط سفارش دهنده پرداخت می‌شد که این سفارش‌دهنده، تلویزیون یا سایر موسسات بودند.

همان زمان تصمیم گرفتیم سراغ ساخت کار سینمایی برویم. تجربه‌ای در فاصله ساخت دره زنجفیل تا این توافق داشتیم و کاری را برای یک نهاد فرهنگی که می‌خواست انیمیشنی سینمایی بسازد تجربه کردیم. پیش از ما، گروه‌های مختلفی قصد ساخت این پروژه را داشتند اما کار هربار به دلایل مختلفی متوقف شده بود. سال ۹۰، ما حاضر شدیم با مبلغی حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون این کار سینمایی را بسازیم. 

تقریبا می‌توان گفت ما تمام مبلغ و حتی بیش از آن‌ را بابت ساخت کار هزینه کردیم تا با تولید آن بتوانیم به این فضا ورود کنیم.

اولین ایده‌ای که در مجموعه‌ تحت عنوان خوشه خوشه ستاره که البته هیچ‌وقت ساخته نشد. کارگاهی را تشکیل دادیم تا افراد تیم بر روی این ایده کار کند. 

برخلاف رسانه‌های دیگر مثل سینما و تلویزیون که معمولا فرد محور هستند و تهیه‌کننده و کارگردان در آن‌ها نقش مهمی را ایفا می‌کنند، کارهای حوزه انیمیشن، کمپانی محور هستند. همه ما یک انیمیشن را با کمپانی آن به یاد می‌آوریم. کمپانی‌های بزرگی شبیه پیکس‌آرت، دیزنی و… .

حماد جعفری مدیر گروه هنر پویا در چهارمین رویداد چامه از عوامل موفقیت انیمیشن های این مجموعه گفت
قطعا نخواهید فروخت

مدتی که گذشت و بر روی ایده کار شد، خروجی ایده را در یک جلسه بررسی کردیم. وضعیت، نسبت به آن چه در ابتدا بود نیز بدتر شده است. یک ایده زمانی که می‌خواهد تبدیل به فیلم شود، ابتدا خلاصه‌ای از آن درمی‌آید. بعد مراحل دیگر‌را طی می‌کند و سپس فیلم‌نامه نهایی نوشته می‌شود. این ایده، در مرحله خلاصه و اصلاح وضعیتش بدتر شد. این موضوع را با بچه‌های کارگاه مطرح کردیم و سبب مکدر شدن خاطر بچه‌ها شد. به این نتیجه رسیدیم که از افراد متخصص در این حوزه مشورت بگیریم. 

با افراد مختلف مشورت کردیم اما نتیجه مثبتی از این اتفاق نداشتیم. هیچ‌کس رویکرد مثبتی نسبت به ماجرا نداشت. حتی یک نفر به ما گفت که من تضمین می‌کنم که این کار شما قطعا نخواهد فروخت

خلاصه این ایده را کنار گذاشتیم‌. همان ایام تجربه‌ای داشتیم از‌ کاری که برای مجموعه‌ای خارجی تولید کرده بودیم. از آن الگو استفاده کردیم و بر ایده‌ای که بیرون از مجموعه به ما پیشنهاد شده بود کار کردیم. خروجی آن، طرح اولیه انیمیشن شاهزاده روم بود.

بر پیش تولید این کار متمرکز شده بودیم. پیش از آن هم تجربه کار سینمایی داشتیم. این اولین باری بود که می‌خواستیم با هزینه خودمان کاری را تولید کنیم. هزینه کارهای سینمایی قبلی که پیش از این ساخته شده بود نیز توسط سرمایه‌گذار تامین شده بود. به همین دلیل تلاش کردیم اتمسفر کار سینمایی را بهتر بشناسیم. برای مثال، زمانی که ما شاهزاده روم را کار می‌کردیم، به حوزه موسیقی و صداگذاری توجه نداشتیم. در حالی که این دو از مسائل مهم در ساخت انیمیشن بودند.

این بار با نگاه دقیق‌تری وارد ارزیابی تولید شدیم. جالب آن بود که ما پروژه را با برآوردی حدود ۵۰۰ میلیون تومان شروع کردیم. وقتی کار تمام شد، بیش از یک ‌میلیارد برای فیلم هزینه کرده بودیم.

ورود به جشنواره فجر

شاهزاده روم، با همه سختی‌ها در مدتی که برای آن برنامه‌ریزی کرده بودیم ساخته شد. ما تلاش بسیاری برای ورود این انیمیشن به جشنواره فجر کردیم. حتی با هیئت انتخاب صحبت کرده بودیم تا حاضر به تماشای فیلم شوند. البته این در شرایطی بود که هنوز بخش‌هایی از فیلم ما سیاه و سفید بود و جزئیات آن تکمیل نشده بود. به عنوان اولین اتفاقی که برای ما افتاد این بود که کار توسط هیئت انتخاب دیده و پسندیده شد. من و کارگردان هم دیپلم افتخار از جشنواره دریافت کردیم.

جشنواره که تمام شد شروع به برنامه‌ریزی برای اکران کردیم. ما این کار را به کمک یک سرمایه‌گذار خصوصی تولید کرده بودیم و حالا به بازگشت سرمایه فکر می‌کردیم. وارد فضای اکران شدیم. با دو مشکل جدی مواجه بودیم. اول اینکه حمایتی در راستای کار تولید شده وجود نداشت تا بخواهیم آن را اکران کنیم. از طرف دیگر هم به دلیل توانی که صرف کار شده بود، باید هزینه‌های موجود را تامین می‌کردیم.

سراغ مراکز مختلفی رفتیم اما به نتیجه نرسیدیم و تصمیم گرفتیم تا نهایتا بخشی از سهام فیلم را بفروشیم. سهام فروختن فیلم هم اتفاقی پیش آمد. بعضی مسئولین سازمان سینمایی به کشور دیگری رفته بودند و شاهزاده روم در آن جا نمایش‌های محدودی پیدا کرده بود. فیلم با استقبال خوبی از سمت آنان مواجه شده بود و قصد داشتند تا سهام آن را خریداری کنند. بعد که متوجه ایرانی بودن کار شده بودند، ما را به بنیاد فارابی ارجاع دادند.

به آن جا رفتیم و مدیر آن مجموعه هم کمک بسیاری به ما کرد و با ما قراردادی بستند که بخشی از سهام کار را خریداری کنند. البته این توافق به پرداخت پول نرسید زیرا تقریبا با ایام اکران مصادف شد. یکی از مشکلات دیگری که برای ما وجود داشت این بود که کسی حاضر به اکران آن نمی‌شد. منتقدین جشنواره هم دو دسته موافق و مخالف بودند و نظر میانی وجود نداشت. در نهایت یک شرکت پخش حاضر شد فیلم را بدون سرگروه اکران کند. کسانی که با حوزه فیلم آشنا باشند می‌دانند که اکران بدون سرگروه به معنای محدودیت در فضای اکران است. 

توانستیم در هفته‌های اولیه، اتفاقات خوبی را رقم بزنیم. این اتفاقات از کجا افتاد؟ در دوره کودکی ما، فیلم‌های کودک خوب و پرفروشی در سینما بود اما در ۱۰/ ۱۵ سال اخیر هیچ فیلم کودک موفقی در سینما نداشتیم.

به دنبال گرفتن کمک‌های ارگانی بودیم تا بتوانیم پول خوبی را به مجموعه تزریق کنیم و از آن در فضای اکران و اتفاقات مشابه آن استفاده کنیم. وارد این فضا که شدیم، متوجه شدیم که تفاهمی بین سازمان سینمایی و آموزش پرورش در مورد سینما تحت عنوان سینما، زنگ مدرسه وجود دارد. سراغ آموزش و پرورش رفتیم و به شرط گرفتن ده درصد از فروش، حاضر به حمایت از ما می‌شدند.

با فرض کنار گذاشتن و صرف کردن این هزینه شروع به طراحی تیم فروش کردیم که این کار تا پیش از این در سینمای ایران سابقه نداشت. به تعداد سینماها و شهرهای مهمی که در کشور بود برای فیلم نماینده معلوم کردیم. این نماینده‌ها کارهای مختلفی انجام می‌دادند و هماهنگی‌ آن‌ها تنها پیگیری از آموزش و پرورش جهت نمایش فیلم برای مدارس نبود. اتفاقات مختلفی را رقم می‌زدند و از ظرفیت‌های تبلیغی شهر و اتفاقاتی که در آن جا وجود داشت در جهت نمایش اثر استفاده می‌کردند. این کار باعث شد تا فیلم ما در فضای منطقه‌ای به خوبی شناخته شود.

حامد جعفری مدیر گروه هنر پویا در چهارمین رویداد چامه
شاهزاده روم؛ سرآغاز موفقیت‌های بعدی

شاهزاده روم در سال ۹۴ جزو 10 فیلم پرفروش سال بود. تقریبا نزدیک به ۵ میلیارد فروش داشت و ‌این اتفاق بزرگی بود. در زمان اکران آن نیز فیلم محمد رسول الله آقای مجیدی فیلم اول، ایران برگر دوم و شاهزاده روم که هیچ‌کس امیدی به موفقیت آن در اکران نداشت در رتبه سوم قرار داشت.

حتی شرایط جوری بود که مدیر پخش ما زمانی که اکران فیلم را پذیرفت به ما گفت که من اینجا می‌نویسم که این فیلم ۱۰۰ میلیون تومان هم نخواهد فروخت و امیدی به موفقیت آن نیست. اما بحمدالله با تلاش‌هایی که اتفاق افتاد، شاهزاده روم توانست جای خود را در سینما باز کند. حتی الگوی موفقی برای فیلم‌های بعد از خود در سینمای کودک باشد. فیلم‌هایی که برخی از آن‌ها به موفقیت‌های خوبی هم دست یافتند.

ما از این ‌تجربه درس گرفتیم و قرار شد حالا که بازاری وجود دارد تلاش کنیم و طی ده سال خودمان را به نقطه‌ای برسانیم که بتوانیم سالی یک فیلم برای اکران عمومی داشته باشیم. در جریان برنامه‌ریزی برای این اتفاق، ناموفقیت‌های زیادی هم شکل گرفت. برخی از آن‌ها نیز توسط همکاران ما اتفاق می‌افتاد. برخی هم معتقد بودند که این فروش و استقبال خوبی که برای شاهزاده روم افتاده نیز یک اتفاق بوده و قرار نیست مجددا تکرار شود. در این مرحله دست ما بازتر شده بود و آن دوران سخت مالی را کنار گذاشته بودیم. برخلاف تمام حرف‌ها، ما برنامه‌ریزی را ادامه دادیم و در اولین گام فیلم فیلشاه را ساختیم. این بار شرایط بهتر شده بود و بعضی از افراد حاضر می‌شدند تا با ما همکاری کنند.

 ما توانستیم فیلشاه را در نوروز 97 اکران کنیم. اکران این فیلم در آن سال موفقیت بزرگی بود. چرا که باید سازمان سینمایی، شورای صنفی و خانه سینما را با خود همراه می‌کردیم.

خوشبختانه به دلیل رویکرد مثبتی که نسبت به سابقه ما وجود داشت توانستیم فیلشاه را هم اکران کنیم و مجدداً موفقیت‌مان را تکرار کنیم.

تشکیل تیم فروش و ایجاد ظرفیت در شهرستان‌ها باعث شد تا موفقیت شاهزاده روم را تکرار کنیم و فروش هشت و نیم میلیارد تومان را در سال 97 تجربه کنیم. علاوه بر این، فیلشاه رتبه‌های دیگری را هم کسب کرد. از آن جمله می‌توان به گرفتن عنوان پرفروش ترین فیلم انیمیشنی تاریخ سینمای ایران اشاره کرد. فیلشاه همچنین جزو 30 فیلم پرطرفدار سینمای ایران از ابتدای پیدایش آن تا کنون قرار گرفت. این اتفاق خوب و بزرگی برای جامعه انیمیشن ایران بود. 

نکته جالب دیگر این بود که فروش این فیلم در شهرستان‌ها، 2 برابر فروش آن در تهران بود، اتفاقی که در سینمای ایران کمتر رخ می‌دهد. این مسئله نشان از اهمیت و کارکرد تیم فروش در شهرستان‌ها دارد. 

زمانی که شاهزاده روم را ساختیم همه اتفاقات پیش آمده به سمت ناامید کردن ما پیش می‌رفت. خیلی‌ها فکر می‌کردند که ما نمی‌توانیم موفق شویم و به صورت مستقل انیمیشنی این چنینی بسازیم. امروز، با تلاشی که همکاران جوان ما داشته‌اند و همچنین با ایجاد شبکه فروش در شهرستان‌ها، هنرپویا تبدیل به الگویی در این زمینه شده است. حتی امروزه افرادی برای مشاوره گرفتن به ما مراجعه می‌کنند و ما سعی می‌کنیم حمایت‌هایی که حتی آن زمان از خود ما نشده بود را در رابطه با تیم‌هایی که در ابتدای راه هستند، انجام دهیم.

مسئله مهمی که سبب موفقیت ما در این راه شد این بود که ما توکل‌مان را به خدا از دست ندادیم و تلاشمان را متوقف نکردیم. شاید گفتن این اتفاقات کلیشه‌ای باشد اما تمام این مسائل در مجموعه برای ما رخ داده و معنا پیدا کرده است.

حامد جعفری مدیر گروه هنر پویا در چهارمین رویداد چامه
مخاطبت را بشناس!

نکاتی در فضای اکران وجود دارد که اگر هر کسی به آن‌ها توجه کند می‌تواند به موفقیت در این عرصه دست پیدا کند. یکی از آن نکات این است که تعارفی بین مخاطب و مخاطب انتخاب شده برای عرضه فیلم وجود نداشته باشد. یکی از اتفاقاتی که رخ می‌دهد این است که منتقدین و ارزیابان فضای سینما به دلیل عدم شناختی که از فضای کودک دارند ممکن است ارزیابی دقیقی نسبت به فیلم‌ها نداشته باشند. این مسئله در بسیاری از اوقات سبب عدم توجه به فیلم‌های حوزه کودک می‌شود.

نکاتی در فضای اکران وجود دارد که اگر هر کسی به آن‌ها توجه کند می‌تواند به موفقیت در این عرصه دست پیدا کند. یکی از آن نکات این است که تعارفی بین مخاطب و مخاطب انتخاب شده برای عرضه فیلم وجود نداشته باشد. یکی از اتفاقاتی که رخ می‌دهد این است که منتقدین و ارزیابان فضای سینما به دلیل عدم شناختی که از فضای کودک دارند ممکن است ارزیابی دقیقی نسبت به فیلم‌ها نداشته باشند. این مسئله در بسیاری از اوقات سبب عدم توجه به فیلم‌های حوزه کودک می‌شود.

اما اگر ما مخاطب خودمان یعنی کودک را درست بشناسیم و همین طور از گام‌های شناخته شده‌ای که در دنیا وجود دارد استفاده کنیم می‌توانیم به موفقیت دست پیدا کنیم. نکته دیگر مسئله کسب تجربه از اتفاق‌های گذشته است. برای مثال اتفاقی که در اکران فیلم شاهزاده روم افتاد این بود که ما تیمی را برای ارزیابی مخاطبان به سینماها ارسال کردیم حتی بعضا خودمان در سینما حاضر شدیم تا ببینیم واکنش و ارزیابی مخاطب کودک و بزرگسال به نسبت فیلم، تبلیغات انجام شده و پیام آن چه بوده است و این روند را در سایر فیلم‌ها نیز پیاده کنیم.

شاید اگر ما طبق الگوهای مرسوم پیش می‌رفتیم، موفقیت چندانی به دست نمی‌آوردیم اما نکته‌ای که باعث موفقیت ما شد، خلاقیت بود. خلاقیت در مسیرهای فروش، در تبلیغ و… توانست به ما در موفقیت کار، کمک شایانی کند. شعاری که ما انتخاب کرده بودیم نیز در همین راستا بود. در ابتدا این شعار به افراد زیادی برخورده چرا که گفته بودیم فرزندان خود را با خیال آسوده به سینما بیاورید. اما همین شعار نظر بسیاری را هم به خودش جلب کرده بود و باعث ترغیب آنان به سینما شده بود. 

نکته آخری که گفتن آن خالی از لطف نیست آن است که ما در جریان تولید هر جا که به مشکل یا چالشی بر می‌خوردیم برای حل آن به تجارب موجود مراجعه می‌کردیم. این‌‌ها مواردی بود که می‌توان موفقیت شاهزاده روم، فیلشاه و سایر کارهایی که در آینده ساخته می‌شود را مرهون این نکات دانست.

چامه؛ محلی‌ برای شنیدن داستان‌ موفقیت استارتاپ‌های ایرانی
چامه رویدادی مستقل است که تلاش دارد با روایتی داستانی و دست اول تجربیات گروهی از کارآفرینان، سرمایه­ گذاران، دانشمندان و سیاست گذاران را به نسل آتی کارآفرینان و نخبگان منتقل نماید و در این میان الگوهای نمونه را به زیست بوم نوآوری کشور معرفی نماید.

کلیه حقوق این سایت متعلق به چامه می‌باشد.