سجاد باقری سخنران رویداد پنجم

داستان موفقیت استارتاپ همراه مکانیک

داستان موفقیت استارتاپ همراه مکانیک

از رویا پردازی تا بزرگترین پلتفرم خدماتی کشور گفته‌های سجاد باقری هم‌بنیان‌گذار همراه مکانیک از چالش‌های مسیر کارآفرینی ​

سجاد باقری استارتاپ همراه مکانیک را در سال‌های نخست دهه نود راه‌اندازی کرد. روزهایی که کسب ‌وکارهای آنلاین در ایران قوت نگرفته بود و همه چیز در این حوزه برای مردم و بنیان‌گذاران در ابهام بود. همراه مکانیک پلتفرمی جامع در حوزه خدمات خودرو با شمار انبوهی از کاربران و افرادی است که به این پلتفرم اطمینان کرده و از خدماتش استفاده می‌کنند. با شنیدن داستان شکل‌گیری همراه مکانیک تصدیق می‌کنید که موفقیت همراه مکانیک مدیون روحیه کم نظیر سجاد باقری است. روحیه‌ای که کارمندی را تاب نمی‌آورد و به استقبال ریسک‌های بزرگ و راه‌های خطیر می‌رود. روحیه جنگنده‌ای که کوچک بودن و کوچک خواستن را پس می‌زند و برای رسیدن به بیشترین و بالاترین‌ها تشویق می‌شود. سجاد باقری در پنجمین رویداد چامه داستان موفقیت خودش و همراه مکانیک را گفت. از روزهای پرکاری و تنهایی یک هم‌بنیان‌گذار تا روزهای رشد و توسعه یک استارتاپ گفته شد.

همراه مکانیک عکس اصلی محتوا
 
شروع رویا پردازی
سال 91 در راه برگشت به خانه بیلبورد بزرگی از شیپور دیدم. در آن زمان شیپور با کمپین بیلبوردی کل تهران را فرش کرده بود. من هر روز از کنار بیلبورد عبور کرده و رویا پردازی می‌کردم. آیا می‌شود یک روزی هم من یک استارت‌آپ (استارتاپ) داشته باشم که کل ایران آن را بشناسند و از خدماتش استفاده کنند. اما رویاپردازی من از یکسال زودتر شروع شده بود. وقتی که فهمیده بودم من نباید برای فرد دیگری کار کنم. من باید کسب و کار خودم را داشته باشم و نفر اول کسب و کار خودم باشم.
 
شناسایی نیاز
یکی از دوستان من، قصد خرید ماشینی را داشت که فروشنده اجازه خروج آن را از پارکینگ نمی‌داد. از من پرسید کسی را می‌شناسم که در ماشین را در محل کارشناسی کند. من دوست دیگری را معرفی کردم و این ماشین معامله شد.جرقه‌ای در ذهن من ایجاد شد که چندین نفر هم در جامعه این نیاز را دارند. یک نیاز شناسایی شد و ما خدمتی را براساس این نیاز عرضه کردیم.یادم هست همان زمان افرادی بودند که در روزنامه آگهی کارشناسی خودرو در محل می‌زدند.ما در ابتدا یک محصول به نام کارشناسی خودرو در محل ساختیم. ما سراغ ساخت سایت یا اپلیکیشن همراه مکانیک نرفتیم. یک محصول خوب به نام کارشناسی خودرو در محل داشتیم. افرادی تماس می‌گرفتند و درخواست کارشناس داشتند و برایشان اعزام می‌کردیم.
 
مشکلات ابتدای کار

اوایل کسب و کار پول نداشتیم. برای اینکه کار را با کمترین هزینه پیش ببریم؛ دوره‌های کارشناسی گذرانده و یاد گرفتیم.خاطرم هست که با شرکت تماس گرفته می‌شد، خودم جواب تلفن را می‌دادم. درخواست کارشناسی خودرو در محل داشتند و شماره خودم را ارسال می‌کردم.چند دقیقه بعد به شماره خودم زنگ می‌زدند و می‌گفتم که بله کارشناس هستم. در پایان کارشناسی می‌گفتم از طرف شرکت برای رضایت سنجی تماس گرفته می‌شود.تماس گرفته و از افراد می‌پرسیدم که از کارشناسی انجام شده رضایت دارند؟ بعضی ها اعلام عدم رضایت داشتند و این سخت بود که فیدبک گرفته و کسب و کارمان را اصلاح کنیم.


به قتل رساندن
سال 93 اولین اسکیل‌آپ همراه مکانیک اتفاق افتاد. یعنی یک نرم‌افزار قیمت‌گذاری خودرو در بستر اینترنت رونمایی شد که نتیجه آن ترافیک چند هزار نفری بود. برای اولین بار این حجم ترافیک را تجربه کردیم و مسئله ما این بود که چطور آن‌ها را به سمت محصول‌مان هدایت کنیم.در جشنواره VCcup رتبه دوم را کسب کردیم.

سال 94 تحت تاثیر شرایط قرار گرفتیم و راه‌های درآمدزایی جدیدی از جمله تعویض روغن در محل، بیمه در محل و … ایجاد کردیم. که همراه مکانیک را در آستانه شکست قرار داد. مواردی زیانده که ما از دخل و خرج آن بر نمی‌آمدیم و تا آخر سال همه آن‌ها را جمع کردیم.

لفظی که من به کار می‌برم «به قتل رساندیم» است به همان اندازه که راه‌اندازی شیرین بود بستن سخت بود. اما برای حفظ شرکت مادر به این فضا نیاز داشتیم. یعنی اگر این کار را نمی‌کردیم اعتماد دارم که الان همراه مکانیکی هم نبود.

ریسک بزرگ در تبلیغات

سال 95 اوضاع مالی ما به شدت بد بود و می‌خواستیم برای اولین جذب سرمایه داشته باشیم. ما و رقیب‌مان همزمان سراغ سرمایه‌گذار رفتیم و سرمایه‌گذار ما را انتخاب کرد. یکی از موقعیت‌هایی که احساس می‌کنم اسکیل‌آپ خوبی داشتیم همین جا بود. با ورود سرمایه گذار و تزریق پول فضای همراه مکانیک جدی‌تر شد. یک سوم از سرمایه دریافتی را صرف تبلیغات کردیم. شاید از نظر افرادی این کار دیوانگی باشد اما اعتقاد دارم که اگر این کار را نمی‌کردیم در حال حاضر همراه مکانیکی هم نبود. تصمیم درستی بود و برای اولین بار با مفاهیمی مثل سئو و تبلیغات آشنا شدیم . معتقدم که اسکیل‌آپ بعدی ما در همین فضا خواهد بود. سال 96 یکی از سال‌های کلیدی بود متوجه شدیم باید وارد فضای خرید و فروش شده و در معاملات نقش بازی کنیم. به ازای هر کارشناسی صد هزار تومان دریافت می‌شد اما سود اصلی در خرید و فروش بود. از صد هزار تومان به یک تا دو میلیون تومان خدمات رسیدیم. این خیلی به ما کمک کرد و با اعداد بزرگ آشنا شدیم.

ورود ترامپ !

سجاد باقری و همراه مکانیک اواخر سال 96 با یکی از بازیگرهای اکوسیستم برای جذب سرمایه وارد مذاکره شدند. در اردیبهشت 97 هنگام عقد قرارداد، با خروج ترامپ از برجام، دنیا بر سرشان خراب شد. سرمایه‌گذار متوجه شده بود که می‌تواند در بازارهای موازی سود بیشتری دریافت کند و به راحتی کنار رفت. اما آنها روی پول سرمایه گذار حساب کرده بودند و مطمئن از اینکه همراه مکانیک اسکیل می‌شود. لحظه‌ای خودتان را جای همراه مکانیک بگذارید متوجه فشاری که روی سجاد باقری و تیمش بود می‌شوید. اما اردیبهشت 97 بود که همراه مکانیک را همراه مکانیک کرد.
سجاد باقری با هیئت مدیره جلسه اضطراری تشکیل داد و برنامه ریزی کردند. تمرکز آن‌ها بر روی دو مورد بود:

  1. بهتر کردن محصول
  2. بهینه کردن ترافیک سایت

قول‌هایی برای دریافت داده شد و اتفاقی که افتاد این بود که تا پایان سال درآمدشان سه برابر شد. و توانستند سه برابر بیشتر از پیش‌بینی سرمایه دریافت کنند. دورانی که به شدت به همراه مکانیک کمک کرد.

 
قدرت نه گفتن

پایان سال 97 اتفاق مثبت دیگری افتاد به فاصله سه روز دو مدیرعامل پلتفرم‌های بزرگ برای صحبت کردن پیامک دادند. برای اولین بار اتفاق افتاد و خیلی هیجان زده شده بودیم که دو پلتفرم بزرگ تبلیغاتی در کشور به ما پیشنهاد مذاکره داده‌اند. یکی از آن‌ها بسیار مغرورانه برخورد کرد و گفت با کل همراه مکانیک را با مبلغ 12 میلیارد به ما بفروشید. خیلی خوب فکر کردیم و نگاهی به این شش سال انداختیم به تیمی که ساخته بودیم. تیم ما تیم کوچکی نبود تیمی لجستیک با انبوهی از تجربه بود. یک نه محکم گفتیم که پشتش یک رقیب قدرتمند بود و این ما را می‌ترساند. این نه، برای ما شیرین بود و ما را به سمت جلو هل داد. می‌دانستیم که رقیب به اسکیل‌آپ شدن ما کمک خواهد کرد. استارت‌آپ‌هایی که از رقیب بترسند حتما می‌میرند. ترس منطقی بله؛ اما رقیبی وارد شود که بدانید از شما کپی می‌کند، اصلا ترسی ندارد و شما را به سمت جلو هل می‌دهد.

 
آینده همراه مکانیک

سال 98 همراه مکانیک بزرگتر شد. در بسیاری از شهرها کارشناس گرفتیم و ترافیک‌مان چندین برابر شد. از 100 به 250 پرسنل رسیدیم، اپلیکیشن را در چندین ورژن عرضه کردیم. و بخشی از اتفاقی که فکر می‌کردیم انجام شد.
سال 99 بخشی از رویای جوانی من رخ داد. روزی که همراه مکانیک را پایه‌گذاری کردم به پلتفرمی فکر می‌کردم که افراد از دو سمت آن استفاده کنند. یعنی افرادی ماشین برای فروش بگذارند و افرادی برای خرید بیایند. افرادی بیمه بفروشند و… این‎‌ها بخشی از خدماتی‌ست که در سال 99 به مشتری‌ها عرضه شد.
همراه مکانیک در آینده بزرگترین پلتفرم خدمات گذاری کشور خواهد شد. که روی آن همه خدمات خودرو از جمله: لیزینگ، تعویض روغنی، بیمه، خرید و فروش، و … پیدا خواهد شد.
شما می‌خواهید بدانید که خودروتان چقدر ارزش دارد؛ همراه مکانیک.
می‌خواهید بدانید با پولتان می‌توانید چه ماشینی بخرید؛ همراه مکانیک.
حتی سرویس‌های دوره‌ای خودرو را همراه مکانیک به شما یادآوری خواهد کرد.


اگر عقل الان را داشتم

با عبارت اگر «عقل الان را داشتم» ارتباط خوبی می‌گیرم. من اگر عقل الان را داشتم چه کارهایی را انجام نمی‌دادم یا چه کارهایی را زودتر انجام می‌دادم.
من اگر عقل الان را داشتم:

  • اپلیکیشن همراه مکانیک را زودتر عرضه می‌کردم.
  • برای برنامه‌نویسی سایت مشاوره بیشتری می‌گرفتم تا مجبور نباشم دو بار سایت را کوبیده و از نو بسازم.
  • مشاوره‌ زودتر و بیشتری می‌گرفتم. مشاوره برای من معجزه می‌کند کسی که راهی را رفته و حالا به من کمک می‌کند.
  • از همه مهمتر اگر عقل الان را داشتم، هیچ وقت با سرمایه گذارم تحت فشار مذاکره نمی‌کردم. موقعیت‌هایی که در آن سرمایه‌گذار دست بالا را داشت تاجایی که می‌توانست از ما امتیاز می‌گرفت. اما موقعیت‌هایی که ما دست بالارا داشتیم ناز می‌کردیم.

برای سرمایه‌گذاری خیلی مهم است که در فشار مذاکره نکنید، پیش‌بینی کنید در چند ماه آینده نیاز به سرمایه‌گذاری دارید و از قبل برنامه‌ریزی داشتهباشید.

دستاورد های همراه مکانیک تا سال 99

این روزها با توسعه اینترنت روش‌های خرید و فروش خودرو هم مثل سایر کسب و کارها از شیوه‌ی قبلی خود فاصله گرفته است. روش‌های جدید نسبت به روش‌های قدیمی آسان‌تر، ساده‌تر و مطمئن‌تر است. روشی که در آن نیازی به خروج خودرو از پارکینگ نیست و به سادگی می‌توان خدماتی مثل کارشناسی خودرو را در محل انجام داد. همراه مکانیک در این عرصه پایه گذار بوده است. همراه مکانیک فعالیت خود را در سال 92 با شعار «مطمئن بخرید، آسان بفروشید» آغاز کرد. خدماتی که این پلتفرم عرضه می‌کند:

  1.  کارشناسی خودرو
  2.  کارشناسی خودرو در محل
  3. قیمت گذاری خودرو
  4. فروش خودرو
  5. فروش سفارشی خودرو
  6. خرید خودرو
  7. خرید سفارشی خودرو 
  8. نمایشگاه آنلاین خودرو
  9. تعیین قیمت دقیق خودرو
  10. مشاوره خودرو
اگر قصد خرید خودرو داشته باشید، بزرگترین نمایشگاه آنلاین فروش خودرو با اپلیکیشن و سایت همراه مکانیک در دسترس شماست. همراه مکانیک با مشاوره و کارشناسی تخصصی خیال شما را از خرید خودرو با کیفیت راحت می‌کند. اگر می‌خواهید قیمت دقیق خودرو را به دست آورید، اپلیکیشن و سایت همراه مکانیک ابزاری مناسب برای تعیین دقیق قیمت خودرو می‌باشد.

چامه؛ محلی‌ برای شنیدن داستان‌ موفقیت استارتاپ‌های ایرانی
محمد ملکشاهی بنیانگذار نومدتورز

داستان موفقیت استارتاپ نومدتورز

داستان موفقیت استارتاپ نومدتورز

از گردشگری تا کوچ با عشایر

با تفکر در مورد گردشگری محیطی مجلل و با امکانات عالی به ذهن خطور می‌کند. تورهایی مانند استارتاپ نومدتورز ، به جای سفری راحت و امکانات خوب، افراد را به دل طبیعت می‌برند. سفر همراه با عشایر و عبور از کوه و دشت لذت دیگری به ارمغان می‌آورد. در رویداد ششم چامه محمد ملکشاهی از تور گردشگری گفت. توري كه به جای سفری کم چالش به مناطق مختلف ایران، افراد را با سبک زندگی عشایری آشنا می‌کند. همراهی عشایر و بودن در چادرهای زیبایشان از جمله تجربه‌هایی است که این مدل گردشگری به همراه دارد.

محمد ملکشاهی به کمک تیمی خلاق، نومدتورز را به عنوان استارتاپ گردشگری تاسیس کرد. نومدتورز استارتاپی برای کمک به حفظ خرده فرهنگ‌های در معرض فراموشی می‌باشد. این تیم تا به حال چندین تور برای کوچ با عشایر در منطقه بختیاری برگزار کرده است. نومدتورز پس از کرونا، مجبور به تغییر رویکرد خود شد. امروز به عنوان بستری برای فروش محصولات عشایر به ایرانیان و همینطور توریست‌ها، فعالیت خود را ادامه می‌دهد.

از روزنامه نگاری تا گردشگری
کار اولم ، روزنامه نگاری در دنیای اقتصاد بود. بعد از آن 3 سال، پژوهشگر توسعه روستایی بودم. طی یکی از این پروژه‌های توسعه روستایی، به یکی از مدل‌های توسعه که اردوی جهادی بود برخورد داشتم. یک سفر به اردوی جهادی رفته و با تعدادی از دوستان عشایر آشنا شدم.

محمد ملکشاهی در همراهی با عشایر ایده نومدتورز به ذهنش رسید و با کمک دوستش آن را عملی کرد.
کوچ

بنیانگذار نومدتورز از اولین کوچ خودش می‌گوید: یکی دو ماه بعد یکی از دوستان عشایر با من تماس گرفت و پیشنهاد داد که همراه آن‌ها کوچ کنم. من هم که به این حوزه علاقه داشتم؛ از طرفی هم سبقه عشایری داشتم چرا که پدربزرگم از عشایر کرمان بودند. پیشنهادشان را با کمال میل قبول کردم.
مشاهده نوستالژی و سبک زندگی عشایری بسیار لذتبخش بود. دوست عشایر ما، تقاضا داشت که در پژوهشگاه ما استخدام شود و کارهای خدماتی انجام دهد در حالی که ما تمام دروسی که خوانده بودیم را گفتیم. یادآور می‌شدیم که می‌تواند در میان عشایر کارهای بسیار زیادی انجام دهد!

گردشگری باتجربه!

بعد از بازگشت به پژوهشگاه با چندی از دوستان تصمیم گرفتیم تا حرفمان را در عمل نیز ثابت کنیم.
تلاش کردیم تا پژوهش‌ها را بیش از پیش به سمت عشایر سوق دهیم. سراغ انسان‌شناس‌های بین‌المللی که در میان عشایر زندگی کرده بودند رفتیم. با انسان‌شناس‌هایی همچون پروفسور پیر دیگار ، پروفسور اسپونر، پروفسور محمدتقی فرور و موسسه سنستا گفتگو کردیم.
اگر می‌خواهید گردشگری به حفظ فرهنگ کمک کند، سعی کنید معیشت مکمل ایجاد کنید؛ نه آنکه معیشتی را جایگزین زندگی عشایر کنید. زندگی عشایری، معیشتی مبتنی بر دام داری است و باید معیشتی مکمل را در کنار آن ایجاد کرد.

تورهای گردشگری عشایری مانند فعالیت‌های استارتاپ نومدتورز راهکار خوبی برای حفظ فرهنگ عشایری می‌باشند.
تور کوچ پیاده

تمامی این صحبت‌ها، ما را به برگزاری تور کوچ پیاده همراه با عشایر بختیاری رساند. عشایر بختیاری بیش از سایر عشایر، به صورت پیاده کوچ می‌کنند.
در این تور، توریست را به مدت یک هفته با خود همراه ‌می‌کردیم. از تهران به سمت اهواز می‌رفتیم و یکی دو روزی طول می‌کشید تا شوشتر و چغازنبیل را ببینیم. بعد به خانواده عشایر می‌رسیدیم و همراه آن‌ها 4،5 روز کوچ می‌کردیم تا به روستا برسیم. بعد هم به اصفهان می‌رفتیم. در این سفر نسبتا طولانی افراد با سبک زندگی عشایری آشنا می‌شدند.
برگزاری چنین توری چه از سمت عشایر و چه به جهت بازاریابی، پیچیدگی‌های زیادی داشت.

توریست یا دزد قافله!

برای عشایر، سخت بود که بتوانند به ما اعتماد کنند. یکی از اولین تجربیات ما همراهی دو توریست آلمانی بود. پیش از همراه شدن با پدر خانواده صحبت کرده بودیم که برای کوچ کردن، با شما همراه خواهیم شد.
آنجا که رسیدیم مادر خانواده گفت که شما دزد هستید و برای دزدیدن گله من آمده‌اید! خلاصه با هزار توضیح مادر خانواده را راضی کردیم. پاسپورت‌های آن دو آلمانی را برای امانت به او سپردیم تا به همراهی ما راضی شود.

بازاریابی سخت گردشگری

برگزاری این تور، به جهت بازاریابی نیز کار آسانی نبود چرا که اولین تقاضای توریست از تور، زمان‌بندی است؛ در حالی که زمان‌بندی در کوچ تقریبا ممکن نیست و هر اتفاق طبیعی، توان تغییر نظم و زمان‌بندی را دارد.

استارتاپ‌های گردشگری با جذب افراد خارج از کشور و برگزاری تورهای ایرانگردی موجب حفظ فرهنگ و ارز آوری می‌شوند.
آزمون و خطا

سال اول، ما برای تست کردن کار خودمان، تعدادی توریست را به صورت رایگان با خود همراه کردیم.
سال دوم به این نتیجه رسیدیم که بازاریابی برای این تور، نیاز به تولید محتوا دارد. تصمیم گرفتیم که افراد ماهر در این زمینه را با نصف قیمت و بعضا رایگان، با خود همراه کردیم؛ تا برایمان تولید محتوا کنند.
سال سوم، اینفلوئنسرهای مطرح در حوزه سفر ماجراجویانه، علاقه‌مند شدند تا همراه ما کوچ کنند. در کنار آن‌ها، ما 200 نفر دیگر را نیز با خود همراه کردیم.
سال سوم مصادف بود با ماجرای هواپیمای اوکراینی و بعد هم کرونا که تمام این‌ موارد، گردشگری را دچار رکود کرد.

تغییر مسیر

برگزاری تور برای 200 نفر چیزی حدود 15 الی 20 نیرو نیاز دارد. در حال تجهیز بودیم و حتی عده‌ای را نیز استخدام کرده بودیم. ناگهان اتفاقات پیش آمده درآمد ما به صفر رساند و سبب ورشکستگی ما شد.
با افراد تیم جلسه گذاشتیم و چند نفری که توان ادامه همکاری بدون درآمد را نداشتند، از تیم جدا شدند. تعدادی از بچه‌ها نیز به صورت پاره ‌وقت به همکاری ادامه دادند. من و یکی دو نفر از دوستان هم تمام وقت، مشغول به کار شدیم.

حفظ رابطه سخت‌ تر از ایجاد رابطه!

رابطه‌ی نومدتورز با عشایر، اتفاق خوب و مهمی بود؛ حیف می‌شد اگر به واسطه تعطیل شدن گردشگری، این ارتباط از بین می‌رفت. برای همین تصمیم به یک تغییر گرفتیم.
کار قبلی ما با توریست خارجی سر و کار داشت. اینبار به سمت فروش محصولات عشایر در بازاری کاملا داخلی و ایرانی رفتیم.
عشایری که به صورت پیاده کوچ می‌کنند؛ محصولات ارگانیکی را تولید می‌کنند.
دسترسی به این عشایر، به واسطه مناطق بکر و دوردستی که تجربه حضور در آن را دارند کار سختی است. اگر قصد ملاقات داشته باشید علاوه بر مسیر آسفالت باید یک روز هم پیاده‌روی کنید تا به عشایر برسید. به همین جهت کسی که محصول آنان را خریداری می‌کند، مبلغ کمی را در ازای محصولاتشان به آنان پرداخت می‌کند.

فروش محصول

کارمان را با فروش کشک، روغن و گیاه‌های کوهی که عشایر تولید و جمع‌آوری می‌کردند شروع کردیم. این فعالیت هم نیاز به تولید محتوا داشت اما حداقل توانسته بودیم ارتباطمان با عشایر را حفظ کنیم. اگر چه این کار آهسته و پیوسته جلو می‌رود اما کمک زیادی به ما می‌کند.
تغییر دیگری که ما در کسب‌وکارمان ایجاد کردیم؛ دفتر کارمان که یک خانه قدیمی است را به پاتوقی برای توریست‌هایی که به بازار تهران می‌آیند تبدیل کردیم.
این ایده، با فروش محصولات هم راستا بود و به خرید و معرفی محصولات عشایر به صورت حضوری منجر ‎‌شد.

سوشال بیزینس بودن؛ محدودیت‌ها

کسب‌وکار ما، یک سوشال بیزینس (social business) و در واقع یک کسب‌وکار اجتماعی است. این مسئله، قیدهایی را برای ما ایجاد می‌کند و دست ما را برای انجام هر کاری می‌بندد.
اگر جایی احساس کنیم که کارمان باعث از بین رفتن سبک زندگی ارزشمند ایرانی می‌شود؛ آن را انجام نخواهیم داد حتی اگر سبب افزایش درآمد ما شود.

زمینه‌های رشد

از طرف دیگر، سوشال بیزینس بودن و هدف اجتماعی داشتن، آورده‌هایی نیز برای ما دارد. در زمان ورشکستگی و نبود سرمایه،‌ یکی از دوستان دغدغه‌مند برای کمک به ما اعلام آمادگی کرد.این یکی از مزیت‌های کسب‌وکار اجتماعی برای ما بوده است.
یا اینکه صاحب‌خانه نیز بخاطر ارزشمند بودن کار در اجاره تخفیف قائل شد و توانستیم کار را پیش ببریم.

امیدوار باش!

هر کسب‌وکاری، تغییرات زیادی را تجربه می‌کند و سختی‌هایی دارد، اما باید بدانیم که ما نباید ناامید شویم.
امیدوارم که با راه‌اندازی نومدتورز هم خودمان رشد کرده باشیم و هم زمینه رشد سایر افراد را فراهم کرده باشیم. از عشایر عزیز، چیزهای زیادی در راستای زندگی سازگار با طبیعت یاد گرفته باشیم. به عشایر عزیز نشان داده باشیم که این سبک زندگی زیباست؛ این داشته ارزشمند را برای کشورمان حفظ کنند.

چامه؛ محلی‌ برای شنیدن داستان‌ موفقیت استارتاپ‌های ایرانی